شاهزاده رضا پهلوی

۱۳۹۳ دی ۱۰, چهارشنبه

گلشیفته در قلب ایرانیان جای دارد!

سایت بی بی سی فارسی (همان آیت الله بی بی سی) تیتری زده بود به مضمون "گل‌شیفته فراهانی 'نماینده‌' فرهنگ ایرانی نیست" و البته به ادعای خودشون منظور از این تیتر غلط انداز و گمراه کننده این بود که گلشیفته فراهانی عزیز در انجام هر کاری مختار است و نباید عده ای که کارهای او را نمی پسندند بر او خرده بگیرند. گذشته از مقاله ای که در ادامه این تیتر آمده بود، نظرات هم میهنان عزیز پای این تیتر بسیار خواندنی بود. بویژه پرطرفدارترین نظرات که چندتای اولش رو حیفم اومد که اینجا نقل نکنم:



ارسال شده توسط moj
روی 31 دسامبر 2015 05:13

با سلام هر کسی ازاد هستش طبق نظر و عقیده خودش زندگی کنه و این اصلا ربطی به دین-فرهنگ یا ملیت کسی نداره


 =========================================
 
 ارسال شده توسط hesam
روی 31 دسامبر 2015 03:17

در تایید یادداشت فوق میتوان به مثال های دیگری نیز اشاره نمود . مگر وقتی آقای خامنه ای ، مردم اروپا را " وحشی و بی فرهنگ " خطاب میکند و یا آن نماینده مجلس ، خانم کاندولیزا رایس را " سیاه و ترشیده ووو " مینامد و یا محمود احمدی نژاد با آن ادبیات سخیف با مردم و جهانیان سخن میگوید ، نماینده فرهنگ مردم ایران میباشند ؟ هر چند نامبردگان خود را نماینده مردم دانسته و از این جایگاه سخن میگویند لیکن خانم گلشیفته فراهانی به هیچوجه خود را نماینده مردم اعلام نکرده و فقط از منظر خود به مقوله هنر مینگرد . البته باید اضافه کنم که ادبیات سخیف بکار گرفته از سوی برخی از مردم در واکنش به حرکت خانم گلشیفته نشان میدهد که حاکمان ایران لااقل در بی عفتی کلام ، نمایندگان واقعی این جماعت میباشند !

  
 =========================================

ارسال شده توسط avat
روی 31 دسامبر 2015 06:53

وقتی این تیتر را می بینیم اولین سوالی که برام پیش اومد این بود که واقعا فرهنگی مانده است که خانم فراهانی نماینده آن باشد یا نه. چرا ایرانیها آنقدر خود را دست بالا می گیرند چه فرهنگی چه کشکی چه دوغی، فرهنگ داره تو خیابونهای ایران حتک حرمت میشه حالا در فکر این هستید که فلانی نماینده این فرهنگ نبوده هست یا نیست در ایران فرهنگ دزدی، دروغ، ظلم و... حاکم است که نماینده نمی خواد

 

 =========================================

 ارسال شده توسط Iraneh irani
روی 31 دسامبر 2015 09:41

این گفته مشهوری از آیت‌الله خمینی، رهبر انقلاب اسلامی، است که «نگویید انقلاب برای ما چه کار کرد، بگویید ما برای انقلاب چه کار کردیم.»
پاسخ من به این سئوال که انقلاب برای من چه کرد ؟ : انقلاب مرا آواره کرد و من برای فرزندان انقلاب٬ در همین جا از تجربیاتم گفتم٬ آگاهسازی را برای انقلاب و فرزندان انقلاب کردم و و میهنپرستان ایرانی میکنند!
انقلابی لازم نبود بلکه اصلاحاتی لازم بود!
با خواندن سایتها و اینترنت و روزنامه های آزاد دگر ایرانی دست به آنچنان انقلابی نخواهد زد. تا زمانی که ایراندوست٬ ایرانی٬ میهندوستی پیدا نشود٬ بدنبال کسی نخواهد رفت.
آقای خمینی برای ایران و منه ایرانی چه کرد ؟
چه احساسی داشتن به ایران برمیگشتن ؟ هیچی ! یاده قطبزاده بخیر!
شاه برای ایران و ایرانی چه کرد ؟ کی قبرستانها را آباد کرد؟ قضاوت با خودتان.
ما این مرام را ماننده ایزدیهای عراق قبول کردیم٬ چرا به بردگی در آمدیم ؟ اگر میخواهید بدانید انقلاب برای مردم ما چه کرد؟ بدون سانسور بگذارید مردم نظر دهند! کاش ایران هرگز مرام خود را عوض نمیکرد!

    
=========================================

ارسال شده توسط Mohsen
روی 31 دسامبر 2015 08:48

موضوع بسیار خوب شکافته و تفسیر شده است. برای درک عملی این موضوع میتوان ایران قبل از انقلاب را در نظر آورد. اگر این اتفاق آن زمان رخ میداد رسانه ها از آن با نوعی خنده و شوخی و خبر داغ یاد میکردند و کلماتی نظیر فرهنگ ایرانی و آبرو و غیره در آن جایی نداشت. این امر بخوبی نشان میدهد که امروز این ایدئولوژی انقلابی است که نگاه خود را به انتخاب آزاد انسانها تحمیل میکند و متاسفانه بخش بزرگی از جامعه ما که در ایران انقلابی رشد یافته درک درستی از چگونگی مغزشویی شدنش ندارد و خبر ندارد که نگاهش سکولار نیست بلکه جانبدارانه است و جانب نگاه حکومت ایران را میگیرد. یعنی نسبت به فرهنگ و جامعه همان نگاه را پیدا کرده که حکومت میخواهد.

  =========================================

 
ارسال شده توسط Azad
روی 31 دسامبر 2015 11:29

تیتر مقاله گمراه کننده است. گلشیفته اتفاقا یک نماینده تمام و کمال است برای زن ایرانی که به دوران پسا ارتجاع وارد شده است. آقای یزدانجو با محدود کردن مفهوم سیاست ورزی مسیر پر لغزشی را انتخاب میکنند. تردید نکنیم که تحقق آزادیهای فردی و مدنی برای تک تک افراد یک مسئله سیاسی است و دستاوردها و محدودیت های افراد هم در این زمینه ها یک خبر سیاسی است. شدت و غلظت این موضوع در ایران ما اتفاقا به مراتب بیشتر است و من مطمئنم که گلشیفته به خوبی از همه اینها آگاه است. مثل تک تک مردان و زنان ایرانی که روح و تنشان در معرض و موضوع قدرت ورزی ها و امر و نهی های مداوم است. آقای یزدانجو حسن نیت دارد. میخواهد حق انتخاب و آزادی برای گلشیفته فراهم کند با کاستن از اهمیت موضوع و حساسیت زدایی. ایده جالب اما عقیمی است که به نتیجه نمیرسد. من کار شاهین نجفی و گروهش را بیشتر میپسندم که برهنگی را همچون سلاحی برای تحقیر ارتجاع (ارتجاعی که گستاخ شده و مدام فضای مداخله جویی های مضحک و در عین حال مشمئز کننده اش را توسعه میدهد) مطرح کردند. من ترجیح میدهم به جای لاپوشانی ماهیت سیاسی موضوع آن را برجسته کنم.
این که نمایش تن، در تبلیغات پوپولیست ها و مرتجعین، نوعی فحشا معرفی میشود (تن همچون کالا) نیاز به پاسخ ندارد. من به همراه میلیونها ایرانی دیگر مدتهاست که چنین دغدغه ای نداریم و بحث هم نمیکنیم، فقط پوزخندی میزنیم و گوینده را به میکل آنژ حواله میدهیم.
    

 =========================================
 
ارسال شده توسط Iraneh irani
روی 31 دسامبر 2015 13:19

خاطراته یک زنه ایرانی در زندانهای جمهوری اسلامی :.. دو نفر از ماموران به زور لباس بالا تنه‌ام را کامل درآوردند و به حدی وحشیانه این کار را می‌کردند که جای چنگشان تا مدت‌ها روی بدنم مانده بود و لباس پایین تنه‌ام را هم کامل پایین کشیدند... حتی تکرار و یاد آن لحظات تمام بدنم را به لرزه در می‌آورد ...
با غیرتهای ایران کلاه را بالا برده و خی. مفتخوران را بزرگتر نموده! اجرتان با ...
 

 =========================================
  
ارسال شده توسط Alborz
روی 30 دسامبر 2015 18:08

در نبود مطالعات آماری شفاف، شبکه های اجتماعی به نوعی گرایشهای سیاسی وفرهنگی ما را نشان می دهند. ما به گلشیفته خیلی مدیونیم که آگاهانه یا نا آگاهانه این پرسشها را در جامعه ما مطرح کرده. واقعیت اینه که جامعه ایرانی تا مغز استخوانش محافظه کاره و همه ما که به آزادی انسان ورای سنت و شریعت معتقدیم در اقلیت محض هستیم.


 =========================================
 
ارسال شده توسط ایران جهانی
روی 30 دسامبر 2015 22:03

فرهنگ واژه سیالی است و تک تک ایرانی ها نماینده کوچکی از ایران هستند... حتی بانوی عزیر گلشیفته فراهانی... بنابراین خواهشمندم عنوان این مقاله را عوض کنید چون بسیار تبعیض آمیز است و باعث کج فهمی بیشتر می شود بویژه برای بی فرهنگان... بخصوص که خانم گلشیفته با ایده فرهنگ ایرانی این تصویر ساده بی آلایش هنری را به نمایش نگذاشته اند... ساده بگویم این عنوان منو به یاد تیتر های کیهان انداخت.. جای تاسف برای بی بی سی
 

 =========================================
 
ارسال شده توسط noor
روی 31 دسامبر 2015 04:19

فروغ فرخزاد سالها پیش گفته : سخن از پچ پچ ترسانی در خلوت نیست.
خانم گلشیفته به نظر من نماینده ی بخشی از دختران ایران که از زنجیر ها خسته شدند وآزادی می خواهند وشهامت دارند. وقتی صحبت از فرهنگ ایران میشه منظور فرهنگ چه قسمتی از ملت ایران یا چه طبقه ای؟

دین چیزی جز تعصب و تعطیل عقل نیست

آنکو که گشت سخت به دین، سخت دل بود
وز عشق و عاطفت بندارد نشانیا

دین، خود بجز تعصب و تعطیل عقل نیست

سوگند می خورم به خدای جهانیا

۱۳۹۳ دی ۹, سه‌شنبه

لوئیز راینر

امروز 30 دسامبر 2014 و در حالی که چند ساعت با آغاز سال 2015 فاصله داشتیم، لوئیز راینر بازیگر آلمانی تبار هالیوود و نخستین بازیگر دارنده دو اسکار پی در پی و سالمندترین دارنده اسکار جهان، در سن 104 سالگی درگذشت. روانش شاد.

لوئیز راینر - کپی رایت imdb.com
چند نقل قول از او:

"من بخاطر دومین و سومین فیلمی که بازی کردم اسکار گرفتم. از این بدتر نمی تونست اتفاقی برام بیفته."

"اسکار بخودی خود بد نیست. بدی اسکار اینجاست که وقتی گرفتیش همه فکر می کنن که تو قادربه انجام هر کاری هستی."

"ّبه نظر خودم، من بدترین هنرپیشه دنیا هستم ."

"راز عمر طولانی فقط یک چیز است: به دکترها اعتماد نکن."

"اون گفت: ما تو رو ساختیم و الان می خواهیم نابودت کنیم. خوب، واقعا نهایت تلاشش رو کرد.(درباره رئیس کمپانی مترو گلدوین مایر لوئیز بی. مایر)"

"تو الان 60 ساله هستی و من 20 سالمه. وقتی که من 40 سالم بشه که بهترین سن برای یک بازیگر موفقه، تو مردی ولی من هنوز زندگی خواهم کرد. (خطاب به رئیس کمپانی مترو گلدوین مایر لوئیز بی. مایر هنگام لغو قراردادش)"

"من اصلا تلاشی برای اسکار گرفتن نکردم. خدای من! اون موقع مثل امروز نبود که همه برای اسکار گرفتن سر و دست میشکنن."

"من هیچوقت به چیزی افتخار نکردم فقط انجامش دادم، مثل هر چیز دیگه ای. بذارین توضیح بدم، بازی کردن در فیلم مثل بچه زائیدنه. شما درد میکشین، درد می کشین، درد می کشین و در نهایت بچه به دنیا میاد. بعد هم بزرگ میشه و شما رو ترک میکنه. ولی اینکه بچه زائیدن افتخاری براتون باشه، نه هرگز، هر گاو ماده ای هم اینکار رو انجام میده."

لوئیز راینر - کپی رایت imdb.com

چیزی که بد است، بد است. حتی اگر آزارش به تو نرسد!

داشتم خبر آتش گرفتن دومین مسجد در سوئد و کامنت های دوستان در شبکه های اجتماعی را در باره این خبر می خواندم. جملگی با احساس رضایت و تشویق آتش زنندگان، خواسته بودند که موضوع ادامه یابد و بیشتر هم بشود. درست برخلاف حکومت سوئد که آزادی دان! اش درد گرفته و دارد خودش را به در و دیوار می زند که جلوی این کارها بگیرد تا مبادا اسلام گراهای سوئد احساس عدم آزادی بکنن. یک لحظه به نظرم رسید که این ضدیت یکدست ایرانیان دنیای مجازی با دین و مذهب و نمادهای مذهبی بیش از اینکه یک امر متکی بر مطالعه و دانش و بیزاری از جهل و خرافه که ارمغان های ناگزیر دین باوری هستند باشد، ناشی از حکومت سی و اندی ساله روحانیون و قشر مذهبی است و این حرکت های روشنفکری و مدرن حاکمیت و مردم سوئد هم بالطبع بخاطر زندگی چندین ساله در سیستم آزاد و لیبرال است که می خواهند آزادی را برای همه فراهم کنند. 

فکر می کنم یک جای کار می لنگد. درست مثل این می ماند که مردم کشورهای توسعه یافته اقدامی در برابر ویروس ابولا انجام نمی دادند با این استدلال که چون این بیماری در افریقا بروز کرده، پس خطری برای ما ندارد و فقط باید در آنجا محدودش کرد و به لحاظ رعایت چند صدائی باید برای ویروس ابولا هم حقی برای وجود و حضور در جامعه انسانها قائل شد! اصلا شاید عده ای بخواهد ابولا بگیرند و بمیرند! باید جائی باشد که بتوانند بروند آنجا و به آرزویشان برسند یا نه؟!

به نظر من چیزی که بد است، بد است. حتی اگر آزارش به تو نرسد. حتی اگر طرفداران زیادی هم داشته باشد. حتی اگر همه - بله همه - طرفدارش باشند. بد و خوب را باید شناخت و یکبار برای همیشه تکلیف خود را روشن کرد. جامعه انسانی برای پیمودن راه سعادت و پیشرفت نیاز به اخلاق انسانی دارد نه دین آسمانی. جامعه انسانی در حال حاضر دارد از همه سو متحمل فجایع و تلفات ناشی از ادیان آسمانی می شود بدون اینکه حتی یک مورد - حتی یک مورد - نفعی از این ادیان و مذاهب ببرد. حمایت های مادی و معنوی سرمایه داران چند ملیتی از ادیان و نفوذ آن در کشورهای عقب مانده که برداشته شود، آموزش و دانش که جایگزین جهل و خرافه در میان بشر شود و  تلقی بشر از خدا از مسئول تدارکات زندگی انسانها به منشاء خیر و رهنمای مسیر کمال عوض شود، در صورتی که بشر میان خدا و دین تمایز قائل شود، مشکلات زیادی حل خواهد شد.

۱۳۹۳ دی ۸, دوشنبه

ما ملت مبتذلی هستیم ...

... خیلی وقته هستیم شاید از اولش هم بودیم ولی بیشتر به نظر میرسه که در این 300 ، 400 سال اخیر شدیم و یا شاید شدتش بیشتر شده. در هر حال ما این اواخر و بغیر از یک دوره چند ده ساله که در اون ایران پا به مسیر مدرنیسم گذاشت و ما با معیارهای روز انسان بودن و آزاد زندگی کردن و جهانی شدن آشنا شدیم بطرز وحشتناکی در سراشیبی انحطاط و ابتذال غلتیدیم و با این غلتیدن بر شدت ابتذال و سطحی نگری و خرافی گری و متاسفانه وحشیت مون افزوده شده. لزومی به صحبت اضافه و سخنرانی و وعظ و خطابه در این مورد نیست. ما مبتذل ترین ملت دنیای امروز هستیم چون منابع مالی و ثروت کافی و مدیریت لازم برای هرچه مبتذل تر شدن مون در اختیارمونه و داریم ازش به نحو تحسین برانگیزی استفاده می کنیم. ما ملت مبتذلی هستیم چون وقتی با ابتذال مون روبرو میشیم بجای اینکه در صدد اصلاحش باشیم خشمگین میشیم و دیگران رو متهم به دشمنی با خودمون می کنیم. ما تمام آینه های دور و اطرافمون رو شکستیم تا وقتی در لجنزار ابتذال مون غلت می زنیم خودمون رو نبینیم.

غیرت، ناموس، تعصب ...

هر جامعه ای که در آن دو کلمه غیرت و ناموس در خدمت سرکوب و محدودسازی زن و تقویت رفتارهای متعصبانه مرد برای تحکم بر زن باشند آن جامعه هر روز بسوی انحطاط و نابودی پیش می رود. غیرت و ناموس کاربردی در حوزه روابط زن ومرد ندارند.

خودم

۱۳۹۳ دی ۷, یکشنبه

زندگی ارزش مردن را دارد!

هر انسانی برای نجات زندگیش حق آن را دارد تا به قماری مرگبار دست بزند. آیا تاکنون شنیده اید بگویند شخصی که برای نجات از آتش خود را از پنجره به بیرون می افکند متهم به انجام خودکشی است؟

ژان ژاک روسو

========================================================


Every man has the right to risk his own life in order to preserve it. Has it ever been said that a man who throws himself out the window to escape from a fire is guilty of suicide?o

Jean-Jacques Rousseau